ساجد کوچولوساجد کوچولو، تا این لحظه: 9 سال و 20 روز سن داره

امانتی خدا

عکسای ماه دوم زندگی ساجد

ماه دوم هم به سلامتی گذشت عزیز دل... الله شکرت   اینجا مامانی کار بدی کرده و بهت گول داده ببخش مامانی اینجام که خواب خرگوشی میبینی اینجا رو رفتم و اکسن زدم اینجا شکر خدا خوب شدم الله حفظت کنه عزیزم ...
22 دی 1392

نتایج واکسن

سلام ساجد کوچولوی مامان. جونم برات بگه که اون روز بعد واکسن که اومدیم خونه، گفتم بهت استامینوفن دادم که درست نخوردی و بیشترش رو بیرون ریختی ولی خوابت برد و منم اومدم اینجا و گزارش آمپول زدنت رو نوشتم اما... اما این خواب آروم چندان دوامی نداشت! وقتی از خواب بیدار شدی و غذاتو خوردی یاد واکسن زنده شد و با تکون دادن پات از شدت درد چنان جیغی کشیدی و گریه ای سر دادی که مات و مبهوت مونده بودم باهات چی کار کنم! به بابایی گفتم اتو رو بیاره تا اینکه حوله گرم بزارم روی پات، اما تا حوله رو میزاشتم بیشتر دردت میومد و پاتو تکون میدادی و تا پاتو هم تکون میدادی باز دردت بیشتر میشد و مامانی هم جز گز کردن خونه و تکون دادنت رو دستاش چاره ای نمیدید!! ...
22 دی 1392

فدای اشکات

امروز 18 دی ساعت 9 بابایی اومد دنبالمون تا عزیز دلمون رو برای معاینه و واکسیناسیون ببریم خانه بهداشت. متاسفانه وزن گیری این دورت زیاد رضایت بخش نبود مامان جان. تقریبا 5/5 شده بودی که گفتن باید بیشتر وزن میگرفتی. معاینه که تموم شد رفتیم سراغ واکسن... الهی فدای اون اشکات بشه مامان. پسر گلم دو تا واکسن رو پاهاش زده شد که واسه هر کدومشون اشکات در اومد و دادت به هوا رفت طوری که بابایی که بیرون بود هم صداتو شنید. حالا دیگه نمیدونم چی بشه. الان که اومدیم خونه بهت استامینوفن دادم هر چند نصفش رو بیرون ریختی و نخوردی ولی آروم خوابت برد عزیز دل. خدا کنه این آرامشت ادامه دار باشه و زیاد اذیت نشی مامان جان. ...
18 دی 1392

واکسن دو ماهگی

سلام عزیز دل مامان فردا به امید خدا دوماهگی گل پسرم تموم میشه و باید بریم واسه واکسن ان شاءالله. البته دو سه روزی هست یکم تب داری نمیدونم فردا حالت چطور باشه و بشه بهت واکسن زد یا نه! خیلی اینور و اونور رو جست و جو و پرس و جو کردم و متوجه شدم که این واکسن باعث میشه تبت بیاره و اگه پای کوچولوت رو درست مراقب نباشه مامانی ممکنه ورم کنه و حالت بدتر بشه. درباره استامینوفن هم خیلی گشتم، خیلی ها گفتن قبل واکسن بدم اما انگار این کار اشتباهیه و همینطور اینکه اگه استفاده نشه بهتر هست چون تاثیر واکسن رو کم میکنه! هنوز نمیدونم چی بشه مامان جان فقط خدا خدا میکنم به خیر بگذره و الله به مامانی توانایی بده تا درست ازت مراقبت کنه. هم...
18 دی 1392

طب سنتی و درمان نفخ و دل پیچه نوزاد

سلام عزیز دل مامان این روزا خیلی حالم بد بود چون تو شکمت بدجور درد میکرد و خیلی گریه میکردی. حتی خواب درست حسابی هم نداشتی و از شدت درد با جیغ از خواب بلند میشدی. شربتی هم که برات گرفته بودن افاقه نمی کرد. تا اینکه پس از شت و گشتن بالاخره یه چیزی رو برات پیدا کردم که شکر خدا تونسته یکم آرومت کنه. راه درمانش ادام مطلب میزارم ان شاءالله بعدها که نوه دار شدیم عروس گلم هم ازش استفاده کنه  اغلب شاهد این هستیم که پدر و مادری پس از 9 ماه انتظار با فرزندی روبرو می شوند که مدام دچار نفخ ، دل پیچه و گاهی کم خوابی و کمبود وزن می شود که در ضمن گریه های بی امان نوزاد باعث آشفتگی پدر و مادر و خانواده های آنها می شود که گاهی ناچار ...
4 دی 1392

ماساژهای و فعالیت های لازم دوران نوزادی

سلام جوجو کوچولوی مامانی. بیا با هم بازی و ورزش بکنیم پسرم قوی شه به لطف خدا...   حرکت 1 سن تمرین : از هفته اول تولد تا ماه چهارم بعد از تولد هدف تمرین: یک تمرین کششی و لذتبخش در ناحیه و اندامهای فوقانی نحوه انجام تمرین : این تمرین بر اساس رفلکس نوزادی چنگ زدن است . قطعا تاکنون تجربه کرده اید که اگر انگشت خود را با دستان مشت کرده نوزاد لمس کنید ، او انگشتان خود را باز کرده و انگشت شما را در مشت خود می گیرد و شما می توانید نیروی انگشتان مشت شده او را روی انگشت خود احساس نمایید . اکنون با استفاده از این قابلیت نوزاد، به تشریح تمرین می پردازیم . با ملایمت با انگشتان سبابه هر دو دست خود به ترتیب دستهای کودک را لمس ک...
4 دی 1392

اسم قشنگت!

سلام مامان جان امشب خدا رو شکر، گوش شیطون کر، پسر خوبی بودی و راحت تر خوابیدی. واسه همین اومدم داستان اسم دار شدنت رو برات بگم! راستش از اول من و بابایی دوست داشتیم اسمت رو بزاریم "فارح" به معنی شاد و خوشحال. جریانش هم از این قراره که این اسمه یه پسر کوچولویی بود که خیلی از سوره های بزرگ قرآن رو حفظ کرده بود، فکر کنم یه کلیپ ازش برات گذاشتم! اما متاسفانه ثبت احوال من باب بهانه این اسم رو برای دختر تایید کرد ما هم ناچار شدیم یه اسم دیگه رو که به عنوان گزینه های ذخیره در نظر گرفته بودیم برات بزاریم، هر چند گلومون تو همون اسم فارح گیر کرده بود و نزدیک بود دو اسمه بشی اما دیگه قسمتت این بود که اسم قشنگت بشه "ساجد" و ما هم از دو اسمه کردنت...
4 دی 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به امانتی خدا می باشد